عشق ابدی

قایقی خواهم ساخت...دور خواهم شد از این خاک غریب...تا که تنهایی ات از دیدن ان جا بخورد....

گونه هایت خیس اســـت . . .

باز با این رفیق نابابت . . .

نامش چی بود؟

هان!

باران . . .

باز با “باران” قدم زدی ؟

هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . .

همدم خوبی نیست برای درد ها . . .

 

فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد . . .

 




نوشته شده در یکشنبه 13 بهمن 1392
ساعت 23:05 توسط narvan| ارسال نظر(0) |


Power By: LoxBlog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران