
گاهي بــه خـــاطـرش ،
مـــونـدن رو تـحـمــل کن !
رفتن از دست همـــه برمياد ...
قایقی خواهم ساخت...دور خواهم شد از این خاک غریب...تا که تنهایی ات از دیدن ان جا بخورد....
تو باشي ...
چشم ديدنش را ندارم ؛
مادر میگوید:
سر دو راهی می ماند آفتابگردان
وقتی از همه دنیا ناراحتم فقط با فکر کردن به تو آروم میشم... اما... وقتی تو ناراحتم میکنی همه ی دنیاهم نمیتونه آرومم کنه...
نه از دريا و قايق مى نويسم نه از زخم شقايق مى نويسم به ياد لحظه با تو بودن به ياد آن دقايق مى نويسم.
و كوچه اي بي انتها
دنيا را مي خواهم چه كار !؟

گاهي بــه خـــاطـرش ،
مـــونـدن رو تـحـمــل کن !
رفتن از دست همـــه برمياد ...

باید کمی به خودت برسی!
اما چگونه،
وقتی از هر طرف میروم، به تو میرسم؟!

وقتی سر صبح به مزرعه میروی...

| Power By:
LoxBlog.Com |