عشق ابدی
قایقی خواهم ساخت...دور خواهم شد از این خاک غریب...تا که تنهایی ات از دیدن ان جا بخورد....
نه تو دروغگو نیستی من حواسم پرت است گفته بودی دوستم داری بی اندازه خوب که فکر می کنم تازه می فهمم که بی اندازه یعنی چه!! عشق تو شوخي زيبايي بود که خدا با دل من کرد زيبا بود... ولي شوخي بود و حالا... تو بي تقصيري... خداي تو هم بي تقصير است... من تاوان اشتباه خود را پس ميدهم... تمام اين تنهايي... تاوان جدي گرفتن آن شوخي است بــ ــه بـعضیــ ـام بایــ ــל گفــ تا לیـــروز مــارو مــیــלیــ ـלی مِــ ـלּ مِــ ـלּ مــیــڪ عشقم اینجا جات خالیه که بیای با هم بریم مثل گیسویی که باد آن را پریشان میکند هر دلی را روزگاری عشق ویران میکند ناگهان میآید و در سینه میلرزد دلم هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان میکند با من از این هم دلت بیاعتناتر خواست، باش!. مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرتکِش است هرکسی او را به زخمی تازه مهمان میکند اشک میفهمد غم افتادهای مثل مرا. چشم تو از این خیانتها فراوان میکند عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند درد بیدرمانشان را مرگ درمان میکند

ـت :
ــردی
ـی ...

توی یه چمن زار بشینیم تو بغل هم.ولی هرجا باشی اینجایی تو قلبم.
موج را برخورد صخره کِی پشیمان میکند؟
| Power By:
LoxBlog.Com |




